خرید بک لینک

دنگ..،دنگ..

ساعت گیج زمان در شب عمر

می زند پی در پی زنگ.

زهر این فکر که این دم گذر است

می شود نقش به دیوار رگ هستی من...

لحظه ها می گذرد

آنچه بگذشت ، نمی آید باز

قصه ای هست که هرگز دیگر

نتواند شد آغاز...

' سهراب سپهری'

برچسب: لحظه ها میگذرد,لحظه ها می گذرد آنچه بگذشت,شعر لحظه ها میگذرد, نویسنده: یگانه رضوانی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:29

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم

گر چه میدانم که عمری در غریبی زیستم

مثل رودی بستر این خاک را طی کرده ام

تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم

در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق

لب شکست از خشکی اما همچنان می ایستم

روزگار بقیه عمر سبزم را ربود

گر چه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم

ای فریماه شب تار یاریم کن

تا بدانم سایه گمگشته ای از کیستم

برچسب: نویسنده: یگانه رضوانی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:29

غربت آن نیست که تنها باشی / فارغ از فتنه ی فردا باشی

غربت آن است که چون قطره ی آب / در به در ، در پی دریا باشی

غربت آن است که مثل من و دل / در میان همه کس یکه و تنها باشی

برچسب: غربت آن است که یاران ببرندت از یاد,غربت آن است,غربت آن است که مردی مظلوم,غربت آن است که,غربت آن است که فردی مظلوم,غربت آن است که یاران ببرند از یادت,غربت استرالیا, نویسنده: یگانه رضوانی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:29

نظر یادتون نره♥

برچسب: =) meaning,=) emoji,=) emoticon,=) emoji meaning,=) chara,=) meaning in text,=) what does this mean,=) smiley meaning,=) meaning emoticon,=) in texting, نویسنده: یگانه رضوانی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:28

چایت را بنوش

غصه ی فردا را مخور

از گندمزار من و تو

مشتی کاه میماند

برای بادها ...

نیما یوشیج

برچسب: چایت را بنوش, نگران فردا نباش؛,چایت را بنوش,چايت را بنوش نگران فردا,چايت را بنوش,چایت را بنوش از گندمزار,چایت را بنوش نگران فردایت نباش,چایت را بنوش نیما,چایت را بنوش رفیق,چایت را تلخ بنوش,شعر چایت را بنوش, نویسنده: یگانه رضوانی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:28

قاصدک!شعرمرا ازبر کن. برو آن گوشه باغ.سمت آن نرگس مست .وبخوان درگوشش.وبگو باورکن.یکنفر یاد تورا.دمی از دل نبرد.

برچسب: یک نفر یاد تو را دمی از دل نبرد, نویسنده: یگانه رضوانی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:28

آنی بود, درها وا شده بود. برگی نه, شاخی نه, باغ فنا پیدا شده بود. مرغان مکان خاموش, این خاموش, آن خاموش, خاموشی گویا شده بود. آن پهنه چه بود: با میشی، گرگی همپا شده بود. نقش صدا کم رنگ, نقش ندا کم رنگ, پرده مگر تا شده بود؟ من رفته, او رفته, ما بی ما شده بود. زیبایی تنها شده بود. هر رودی دریا, هر بودی, بودا شده بود.

برچسب: خاموشی دریا,خاموشی شاعری,خاموشی گناه ماست,خاموشی عارف,خاموشی 1280,خاموشی ذهن,خاموشی نوکیا 101,خاموشی خورشید,خاموشی زمین,خاموشی g7102, نویسنده: یگانه رضوانی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:28

صفحه بندی